X
تبلیغات
رایتل
 
مدیتیشن عرفانی
مدیتیشن روزانه




در این مراقبه اوشو به ما یاد می دهد تا به هنگام تماشای زیبایی های طبیعت با حرف زدن و تفسیرهای بیهوده ذهنی مزه زیبایی پیش رویمان را خراب نکنیم. مشابه چنین موضوعی در تعالیم لائوتسو نیز مشاهده می شود. گفته می شود که روزی لائوستو با یک نفر مشغول راه رفتن در میان درختان بود . شخص همراه حسب عادت گفت: چه صبح زیبایی! بعد از مدتی او دوباره گفت: چه هوای خوبی! در این موقع لائوتسو با عصبانیت به شخص گفت: فکر می کنی که من احمق هستم که مرتب این حرفها را می زنی؟ خودم می توانم ببینم و بفهمم.
این داستان بخوبی نشان می دهد که حرف زدن بیهوده و بیان کردن آنچه که به قول خودمان اظهر من الشمس است زیبایی کل موضوع را از بین می برد. بپردازیم به دستور اوشو:
دستور:
به آسمان آبی نگاه کنید و همینطور خیره شوید. درباره آن فکر نکنید. با خودتان نگویید: " چقدر زیبا است" از رنگ و زیبایی آن تعریف نکنید. اگر شروع به فکر کردن کنید در این مراقبه متوقف شده اید. فقط نگاه کنید، بدون فکر کردن و بدون معنی دادن به منظره آسمان. از خودتان کلمات نسازید. کلمات مانع بزرگی برای درک واقعی شما هستند.
نگاه شما باید بدون قضاوت و ناب فقط به آسمان معطوف شود. وقتی این وضع را ادامه می دهید، چون موضوعی برای دیدن و معنی دادن ذهنتان وجود ندارد، اتفاق عجیبی می افتد. شما ناگهان از وجود خودتان آگاه می شوید. آسمان مثل یک مکنده قوی عمل می کند.
آسمان به خودی خود یک تهی بزرگ است. تمام اجسام در آن قرار دارند ولی خود آسمان تهی عظیم، بزرگ و بی پایانی است. وقتی با این عمق به آسمان نگاه می کنید لحظه ای می رسد که همه چیز ناپدیِد می شود و در این ناپدید شدن، شما از خودتان آگاهی پیدا می کنید. وقتی به تهی نگاه می کنید، چیزی برای دیدن و انعکاس وجود ندارد.
ذهن در تهی و خالی متوقف می شود. همین امر باعث می شود تا شلوغی های افکار از ذهن شما زدوده شوند.

نگاه دو طرفه  

گرجیف همیشه به شاگردان خود می گفت : "وقتی پیکان آگاهی شما دو طرفه شود، وقتی آگاهی شما در هردو طرف شروع به شکفتن کند، به روشن شدگی رسیده اید". او همیشه سعی می کرد تا شاگردانش به این درجه از آگاهی برسند.

وقتی کسی را نگاه می کنید، سعی کنید در عین حال که او و اعمالش را می بینید، به خودتان هم نگاهی بیندازید. با خود بگویید:


" من در حال نگاه کردن هستم. من شاهدم "

در واقع نوک پیکان آگاهی و مشاهده شما هم به سوی شخص و هم به سوی خودتان اشاره رفته است.

سعی کنید تا درآن واحد از دنیای درون و بیرون خود مطلع باشید. اگر بتوانید این کار را انجام دهید، بین هردو تعادل و هماهنگی ایجاد می کنید.

اگر بتوانیِد در هرموردی نه موافق و نه مخالف متعصبی باشید، خواهید دید که دیگر چیزی برای فکر کردن باقی نمی ماند. همین کار برای شما تعادل را بوجود می آورد.



جمعه 5 خرداد‌ماه سال 1391 :: 02:37 ق.ظ ::  نویسنده : محسن